پارساپارسا، تا این لحظه 7 سال و 4 ماه و 23 روز سن دارد

پسر پسر قند عسل

یکسالگیه پسر مامانش

1391/7/29 11:30
نویسنده : مامان عاطفه
1,072 بازدید
اشتراک گذاری


از فردای تولدت یاد گرفتی نانای کنی . با هر صدای ساز و آوازی خودتو حرکت میدی . مدلهای مختلفی هم نانای میکنی بالا پایین ، چپ و راست ، جلو و عقب و یه موقعها هم دست میزنی و تکون میخوری . ناقلا معلومه تو جشنت حواست به بزن و برقصا بوده ، الکی وانمود میکردی داری بازی میکنی

10 مرداد صبح ساعت 10 با بابایی رفتیم واکسن یکسالگیت رو زدیم . اونجا بازیگوشی میکردی و کلی خوشحال بودی . ولی وقتی خانوم پرستار سوزن آمپول رو کرد تو دستت یه جیغ بنفش کشیدی و زدی زیر گریه . بابا هم سریع بردت بیرون به ثانیه نکشید که حواست پرت بیرون شد و ساکت شدی . کلی خدارو شکر کردم ، چون فکر میکردم حالاحالاها گریه کنی

خانوم پرستار گفت این واکسن تب نداره و کمپرس هم نمیخواد فقط شاید یه هفته دیگه علائمی شبیه سرما خوردگی سراغت بیاد که همش واسه همین واکسنه

6روز بعد از تولد یکسالگی بنا به تصمیمی که از قبل با بابایی گرفته بودیم موهات رو تراشیدیم . موقع اصلاح خیلی پسر خوبی بودی ، نه گریه کردی نه بازیگوشی با ماشینت که اسمش ماشین دیوونه بود مشغول بازی شدی و من و باباهم یواش یواش کچلت کردیم. اولش خیلی پشیمون شده بودم ولی چاره ای نبود . حرف زده بودم باید سر حرفم میموندم دیگه .

وقتی کچل شدی غصه دار شدم شبا که بهت شیر میدادم ،گریم میگرفت . با اینکه خیلی خوشگل شده بودی اما من خیلی از کارم پشیمون بودم . نمیدونم چرا ؟؟؟؟!!!!!

مامان بزرگا و بابابزرگ و داییا و عموت خیلی از کچلیت خوششون اومد . کلی هم ذوق کردن و گفتن بازم کچلش کن . اما.........

اما خاله جونا و عمه جونت اصلا خوششون نیومد و کلی بهمون اعتراض کردن . گفتن خوشگل شده ولی دیگه از این کارا نکنید . چون تو خانواده ما هم پرچم خانوما بالاس ، پس ماهم دیگه همچین کاری نمیکنیم .

علائمی که گفته بودم خودشو نشون دادو تو سرما خوردی البته بیشتر سرفه میکردی و گلوت چرک داشت . بردمت دکتر و کلی دارو و .................. خدارو هزار مرتبه شکر دوباره سلامتی اومد سراغت

حس میکنم از وقتی کچل شدی شیطونتر شدی . ولی نه انگار واقعا شیطونتر شدی .

دائم به همه جا سرک میکشی همه چی رو جابجا میکنی وسایل اتاق رو میبری تو آشپزخونه . وسایل آشپزخونه رو هم میبری پذیرایی و بقیه هم به همین ترتیب  .

خیلی چیزا مثل نمکدونا ، شارژر موبایل، کلید ، کنترلا ، مهر و تسبیحو  تو کشو ها قایم میکنی برای هر کدومشون کلی باید جستجو کنم تا پیدا بشه . مجله یا کتاب اگه به دستت برسه سه سوته پارش میکنی . مهارت خاصی تو خالی کردن جعبه دستمال کاغذی داری .

خیلی دوست داری جعبه سی دی ها رو رو زمین پخش کنی با دستات بمالیشون رو فرش . هزار بارم که دکمه تلویزیون دی وی دی  و مانیتور رو روشن خاموش کنی خسته نمیشی. پریزای برق رو که دیگه نگو . کارت شده بالا و پایین رفت از روی مبلا .

پله های خونمونم که دیگه نگو.................

ولی با همه اینا و با تمام شیطنت هایی که دیگه خستم میکنه و امانم رو میبره . با اینکه یه موقعهایی ازدستت گریم میگریه . میخوام اینو بگم که قلب من و بابا فقط واسه تو میتپه و با تمام وجودمون عاششششششششششششششششقتیم . خدایا بازم شکرت

حسابی بزرگ شدی و بازی کردن و یاد گرفتی . با ماشینات بازی میکنی و صدای ویژژژژژژ ویژژژژژژژژ ماشین رو هم در میاری

توپ رو میاری بالای سرت و پرتاب میکنی .خاله مرجان موقع این بازی برات میخونه ( یکو دوو سهو چهارو پنجو شیش ) اونوقت توپ رو پرتاپ میکنه . تو هم فقط شیشش رو یاد گرفتی و بلند میگی شیش . ماهم کلی ذوق میکنیم بعد بهت میگیم توپت کو سریع میری میاری و پرتاب میکنی . یه موقعهایی انقدر هول میشی که اشتباهی توپ رو میندازی پشت سرت و دنبالش میگردی.

به خاطر اینکه دوستامون ازمون خواستن که پستا خیلی طولانی نباشه پس ماجرای قدمای اول و کلمه های شیرینت رو میذارم تو پستای بعدی . فقط بدونین که قند عسل من الان هم راه میره هم حرف میزنه.

 

ای جونم آقا پارسا


 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (6) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامانی حلما
29 مهر 91 7:15
سلام ای جانم . با کمی تاخیر تولد قند عسل مبارک . انشاالله برای تولد 120سالگی این پسمل شیطون و بلا جشن بگیرین
مامان نگار و نيكي
29 مهر 91 7:46
عكساي خيلي قشنگي بود كيف كردم واقعاً كه خيلي پسر ناز و خوردني شده قربونش برم عزيزمو
فریبا مامان حسام
16 آبان 91 10:40
نانای کردنت.واکسن یک سالگی.کچل شدنت.شیطون شدنت راه رفتنت همگی مبارک. پیش ما بیا عزیزم.
مامان محمد فرهام
19 آبان 91 1:08
ُسلام سلام قند و عسل میای باهم لینک کنیم
خاله ای راست گفته بود دیگه کچل نکنید منهم از این کارر خوشم نمیاد به ماهم سر بزن مامانی


سلام عزیم آدرس وبلاگت رو برام میزاری؟؟؟
مامانی وروجک
20 آبان 91 22:51
جونم اینقدر ژیشرفت!تک تک کارای جدیدت مبارک باشه.با اینکه با کچل کردن مخالفم ولی خودمونیم ها زشت نشدی خوشگل شدی
متین مامی ایلیا
29 آذر 91 15:45
محفل آریاییتان طلایی ، دلهایتان دریایی ، شادیهایتان یلدایی ، پیشاپیش مبارک باد این شب اهورایی روی گل شما به سرخی انار
1